متن نامهای است که در آن نویسنده از مقامی عالیرتبه درخواست میکند تا به ملاباقر، فردی پرهیزگار و مستحق، اجازه داده شود برای انجام حج و سپردن والدهی مرحومهاش به حجاز سفر کند. نویسنده بر صلاحیت و شایستگی ملاباقر تأکید دارد و اشاره میکند که او با کمترین هزینه (پانزده تومان) قانع است. همچنین، از مقام عالیرتبه درخواست میکند تا در صورت امکان، این فرصت را برای ملاباقر فراهم کند تا ثوابی برای خود و دیگران کسب شود. در پایان، نویسنده با ادبیاتی عاطفهآمیز از مقام عالیرتبه میخواهد که به درخواستش توجه کند.
متن دارای اصطلاحات ادبی و تاریخی پیچیدهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، محتوای آن مربوط به درخواستهای رسمی و مذهبی است که برای گروه سنی بالاتر مناسبتر است.
شماره ۲۸ - فدای مبارک حضورت شوم، حامل ذریعت می گوید: مهد علیا سترکبری والده ماجده سپهر برین
استاد امجد اکرم«محرم» هم به حکم دید و شنید و برخورد و رسید وی را به احاطه و استیعاب از همه خوشتر شناسد. چنانچه فر توسط پاک سجیت و پاکیزه رویت، خدام اجل اسعداکرم والا، انجام این خدمت را بر او مقطوع دارد، حجی مشکور گزارده خواهد شد. و حضرت اشرف امجد را نیز از دستگیری این پیر خسته ثوابی موفور خواهد رست. پس از اتمام عریضه معلوم شد مکه نیست... کشته نینواست. اگر مقدر باشد نشر توجه والا میسر خواهد ساخت. ۲
باری رمضان در پیش است، و درنگ تجریش را شتاب رجعت شهر از پی. اگرم به حکم احضاری باری دیگر در محضر والا که شرم منظر علیاست، بار وصول نیفتد، حسرتی کرب ساز و رنجی طرب سوز در دل خواهد ماند: ۳
گر بخوانی مقیم درگاهم
ور برانی مطیع فرمانم ۴
حرره العبد یغما ۵
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.