خلاصه و ردهبندی سنی
18+
در زمان محاصره یزد توسط شجاعالسلطنه، او پس از هر شکست به جای گزارش پیروزی، غزلی عاشقانه میسرود و برای مقامات دولتی میفرستاد. این متن به توصیف این رفتار و تأثیر طبیعت و پیری بر روحیه او میپردازد و از خواننده میخواهد با نگاهی منتقدانه به اشعار او بنگرد.
متن دارای واژگان و مفاهیم پیچیده ادبی و تاریخی است که درک آن به دانش و بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین، تحلیل روانشناختی رفتار شجاعالسلطنه برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد.
شمارهٔ ۳۰ - از طهران به میرزا اسمعیل هنر نگاشته
اوقاتیکه سرکار شجاع السلطنه عزم اندیش و رزم آرای محاصره یزد بود، در هر یورش و شبیخون که شکستی درست می خورد. از در لاقیدی غزلی مغازله آمیز نظم می فرمود و اولیای دولت را به جای مژده پیروزی ارسال درالخلافه می داشت. مراهم این روزها طبیعت او در نهاد اثر کرده، با غلبات پیری و نصر شکستگی ها نیمچه بدیهه طبع به دو قطعه تایید نموده با ترک چندین ساله خالی از غرایب و شمار بی عاری نیست. از تو بذل نگاهی در مراتب غث و سمین آن شرط است. اجازت جرح و تعدیل هست خاصه کاست و فزود قطعه تاریخ.
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۲۹ - به حاجی محمد ابراهیم استرآبادی نگاشته
گوهر بعدی:شمارهٔ ۳۱ - از قول علی اکبر خان دامغانی به دختر شاهزاده نامزدش نگاشته
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.