مولای راستین حاجی محمد اسمعیل در این نامه از کاهش نامهنگاری خود به دلیل مشکلات جسمانی مانند لرزش دست و ضعف بینایی سخن میگوید. وی اشاره میکند که چند نامه طولانی و کوتاه به مقصد جندق و سمنان فرستاده، اما به دلیل انزوا و دوری از اجتماع، برخی نامهها به تأخیر افتادهاند. نویسنده از جوانی نام میبرد که قرار است چند رساله را به ری برساند و در صورت عدم امکان، نامههای دیگری ارسال خواهد شد. همچنین، از گردآوری اشعاری توسط احمد و نوحههای سید حسین خسته یاد میکند و از فقر و ناتوانی خود در همراهی با دوستان شکایت میکند. در پایان، از مخاطب میخواهد تا از دوستانش حاجی سیدرضا و حاجی میرزا تقی به نیابت او عذرخواهی کند و شعری با مضمون فناپذیری انسان و عاشقان میآورد.
متن دارای واژگان و ساختارهای ادبی پیچیده و کهن است که درک آن نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد. همچنین، برخی مفاهیم مانند عزلت، تقصیرات، و مضامین عرفانی ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
شمارهٔ ۱۷۳ - به حاجی محمد اسمعیل طهرانی نوشته
احمد به حکم پیمان برخی اشعار احمدا از گوشه و کنار فراهم کرده بود عما قریب به عون الله وارد و نیاز محفل دوست خواهد داشت. فرزندی سید حسین خسته سه چهار نوحه سنگ زنی درهم بسته دور نیست او هم بدین گذار افتد. بیچاره من که جز تهی دستی و لابه بزم دوستان را نوا و نیازی ندارم، ترا به مرتضی علی جناب امیدگاهی حاجی سیدرضا و قبله مهربان حاجی میرزا تقی را به نیابت من ملاقات کن و از هر دو عذر اندیش عقوق تقصیرات و حقوق هم خوارگی شو، که فرط فروماندگی ها از من تا در مرگ گامی بیش نمانده و بعد از این امید صروف طهران واستیفای ملاقات ندارم، شعر: ۲
خاکی از مردم بماند در جهان
وز وجود عاشقان خاکستری ۳
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.