متن نامهای است که در آن نویسنده با زبانی ادبی و پیچیده به آقا محسن و آقا اسدالله اشاره میکند. در این نامه، موضوعاتی مانند بندگی، فرمانبرداری، پیشه وری، و توصیههای اخلاقی و عملی مطرح شده است. نویسنده از مفاهیمی مانند آزادی، رستگاری، و دوری از دنیای مادی سخن میگوید و توصیه میکند که از آرزوهای بیهوده دوری کرده و به راه درست پایبند باشند. همچنین، اشارههایی به مسائل اجتماعی و اقتصادی مانند بازار و روزیرسانی دارد.
متن از زبان ادبی و پیچیدهای استفاده کرده که درک آن برای مخاطبان جوان دشوار است. همچنین، مفاهیم عمیق اخلاقی و فلسفی مطرح شده که برای سنین پایین مناسب نیست.
شماره ۱۵۱ - آقا محسن را باد شادی و زان باد و باغ آزادی بی خزان. نامه همراهی آقا اسدالله رسید
زنهار اندیشه و آرزو دگر کن و دست در دامن آن پیر هاشمی گوهر زن، تات به سامان راهی نماند و بی ترکتاز اوارجه ساز شهر و دست انداز پاکار رستا و سودی فزاید، کمری تنگ دربند و دستی به چالاکی برگشای. از آن فزون جوئی ها که نه بر هنجار پیشه وری و پیله گری است، خوی در بر و روی برتاب. گشایش بخت و فزایش رخت از بار خدای جوی، و شادخواری و چرب آخوری درمان گروهی انبوه در آن کشور بی کشت و کار و برگ و بار روز می برند و روزی می خورند. ترا نیز راه گذران بسته و آب بازار هست و بود شکسته نخواهد ماند، قطعه: ۲
از پی آرامش تن کام جان
چند خواهی خواست رنج خویشتن ۳
جان و تن را خوشتر از خوان کسان
خون دل از دسترنج خویشتن ۴
زاده آزاده هاشمی نژاده را درکار پاست نگارشی مهرانگیز کردم، پیوسته از این پس نیز در پاس کارت گزارش های سفارش آویز خواهد رفت، پیشه و درنگ بیدگل را رای در پی پوی واندیشه و شتاب ری را پای برسرسای. ۵
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.