این نامهای عاطفی و ادبی است که در آن نویسنده از درد و اندوه ناشی از فقدان برادرانش مینویسد. او با زبانی شاعرانه و پراحساس، غم خود را بیان میکند و به پیوندهای عاطفی و مهرورزیهای گذشته اشاره دارد. همچنین، از دوستانی یاد میکند که در این دوران سخت همراه او بودهاند و درخواستهایی برای انجام برخی کارها دارد. در پایان، برای فردی به نام آقا محمدعلی آرزوی سلامتی و خوشبختی میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و ادبی است که درک آن به بلوغ فکری و احساسی نیاز دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات ادبی و شاعرانه ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
شمارهٔ ۱۵۰ - به دوستی نوشته شد
چه رنگ بازم که آگه شود دل تو ز دردم
گواهی ار ندهد اشک سرخ و گونه زردم ۲
اگر روزی دو نامه طرازی را خامه در انگشت و خم اندر پشت نیامد اندیشه پیمان شکستن و پیوند گسستن نفرمایند. به خواست بار خدا و پاک روان بزرگان رشته مهر مرا گسستی و سرپنجه روزگار را بر گسلانیدن بند بندگی دستی نیست. با همه افسردگی ها ودل مردگی ها که از این دو سوک گردانگیز درد آویزم همدم پیوست است و زنجیر دل و دست، گله پردازی و دل نوازی دوست را که از همه راهم روی جان در اوست نگارش این چند سخن رفت. هر گونه کاری که سرانگشت ماش گره گشائی تواند بر سرایند و باز نمایند که پذیرای انجام خواهد بود. ۳
فروغ دیده و چراغ دوده آقا محمدعلی را درودی فرشته سرود باز رانده نامه دیگر را پوزش گزار آیند، زندگانی فزون و بخت همایون باد. ۴
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.