خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن بیانگر احساسات عمیق و عاشقانهای است که در آن راوی از عشق و دلتنگی سخن میگوید. او از خیال معشوق، دلتنگشدن در غیاب او، و امید به دیدار دوباره مینویسد. همچنین، اشارهای به آیینها و باورهای دیرینه دارد و امیدوار است روزهای آینده شاد و مبارک باشند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی اشارات ادبی و تمثیلهای بهکاررفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
شمارهٔ ۱۴۴ - به دو تن از دوستان نگاشته
فدای هر دو، روز آدینه است، به کیش دیرینه رخت به جائی آوردم، بیت:
۱
کز خیال تو بهر سو که نظر می کردم
پیش چشمم در و دیوار مصور می شد ۲
خواستم پس از صرف قلیان از درب دولت راه صحرا سپرم و سامان وی را از سیل دیده رخت بدریا، دیرینه فرزند بی کینه سر شبستان دولت تکلیف نهار کرد. درنگ آوردم و بی وسعت میدان حضورت دلتنگ نشستم، مصرع: وای بر حالم اگر کار چنین می گذرد، نور چشمی آقا هم به احوال من است و پیچ و تابش در جان تن، اینقدر هست که من زبان دارم و نمی گویم و او ندارد می گوید، امیدوارم فردا بدان چهر یوسفی هم عیش یهود گردیم و شنبه را به ماه دو هفته خود جمعه مبارک و مسعود سازیم. ۳
کز خیال تو بهر سو که نظر می کردم
پیش چشمم در و دیوار مصور می شد ۲
خواستم پس از صرف قلیان از درب دولت راه صحرا سپرم و سامان وی را از سیل دیده رخت بدریا، دیرینه فرزند بی کینه سر شبستان دولت تکلیف نهار کرد. درنگ آوردم و بی وسعت میدان حضورت دلتنگ نشستم، مصرع: وای بر حالم اگر کار چنین می گذرد، نور چشمی آقا هم به احوال من است و پیچ و تابش در جان تن، اینقدر هست که من زبان دارم و نمی گویم و او ندارد می گوید، امیدوارم فردا بدان چهر یوسفی هم عیش یهود گردیم و شنبه را به ماه دو هفته خود جمعه مبارک و مسعود سازیم. ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۴۳ - به دوستی نوشته شد
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۴۵ - به دوستی نوشته شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.