متن بالا بیانگر احساسات عمیق و عاشقانهای است که با مضامینی مانند عشق، دوری یار، رنجهای عاشقانه، و امید به وصال آمیخته شده است. نویسنده از درد فراق و ذلت ناشی از آن سخن میگوید و از یار غایب و خصومت دوستان حاضر شکایت میکند. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی و اخلاقی مانند توکل به خدا و هدایت الهی دارد. در پایان، نویسنده امیدوار است که به آرامش و شادی برسد.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و گاهی پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و ممکن است برای آنها جذاب نباشد. همچنین، برخی اشارات عرفانی و ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شمارهٔ ۱۴۳ - به دوستی نوشته شد
اگر بدانی چه قدرها ذلیل شده ام و لطمه حرمانم فقیر کرده است بی هیچ ملاحظه چاره اندیش دردم می شوی. سرایر ضمیرم در آئینه خاطر حقیقت بینت پیداست، مصرع: من چگونه یک رگم هشیار نیست. هر چه کنی مختاری، در باب یار غایب که دوستان حاضر خصومت می بافند همان است که خود یافته ام، بیت: ۲
غالب آنان را که مردم ترستائی در قیاس
چون به دقت بنگری ز نقحبه تر ز نقحبه اند ۳
مصرع: واقف کشتی خود باش که پائی نخوری. باغ گل و ایاغ مل آن عصر گاهان بر آن علت که دانی خاردیده و خون دل شد. عنایت پاک یزدان به حق حجاز این جنس دو پا را به سنت گرگ مدینه هدایت کند. زیاده بر این از صحبت مجلس و بساط صحبت آن که فخر عالم است و حالت آدم محروم نتوان زیست، بیت: ۴
من نیستم ار کسی دیگر هست
از دوست به یاد دوست خرسند ۵
اگر دولت رامش و نوبت آرامش دادستی به استخاره دوالی بر نقاره زنیم بی استشاره عقل رواست، مصرع: بدست باش که کاری به جای خویشتن است. ۶
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.