خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از مفاهیمی مانند عشق، آزمون و خطا، گذر زمان، و تغییر حالات درونی انسان سخن میگوید. شاعر از سنگدلی و مهربانی، گذشت زمان و تأثیر آن بر جوانی و پیری، و همچنین از رقابت و حسادت دیگران صحبت میکند. در نهایت، اشارهای به طبیعت و موجوداتی مانند زاغان دارد که بر گل و خار آشیان میکنند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند رقابت و حسادت نیاز به تجربه و درک بیشتری از زندگی دارد.
شماره ۱۸ - تا بو مگر به سنگدلی مهربان کنند
تا بو مگر به سنگدلی مهربان کنند
سنگین دلت که سنگ به سنگ امتحان کنند ۱
خواهم ز مردمی به در آیم به جلد سگ
وانگه در آستان توام پاسبان کنند ۲
غیر و رقیب و مدعی آنگه به اتفاق
روزی شبی گذار بر آن آستان کنند ۳
گویند خردسال جوانان میکده
پیران سال خورده به جامی جوان کنند ۴
من پیر سال خورده جوانان خردسال
از یک پیاله کاش مرا امتحان کنند ۵
...
زاغان که بر گل از خس و خار آشیان کنند ۶
سنگین دلت که سنگ به سنگ امتحان کنند ۱
خواهم ز مردمی به در آیم به جلد سگ
وانگه در آستان توام پاسبان کنند ۲
غیر و رقیب و مدعی آنگه به اتفاق
روزی شبی گذار بر آن آستان کنند ۳
گویند خردسال جوانان میکده
پیران سال خورده به جامی جوان کنند ۴
من پیر سال خورده جوانان خردسال
از یک پیاله کاش مرا امتحان کنند ۵
...
زاغان که بر گل از خس و خار آشیان کنند ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷ - سوی غیری چو خدنگش ز کمان میگذرد
گوهر بعدی:شماره ۱۹ - دل ز زخم توام اندیشه مرهم نکند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.