خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق خود سخن میگوید و عشق و اشتیاق خود را به او بیان میکند. شاعر از لب و زلفین معشوق به عنوان نمادهای زیبایی و جذابیت یاد میکند و از عشق سوزان خود میگوید.
این متن حاوی مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده در شعر ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی ادبی داشته باشد که معمولاً در سنین بالاتر یافت میشود.
غزل ۴۱۷ - ای گل آبدار نوروزی
ای گل آبدار نوروزی
دیدنت فرخی و فیروزی ۱
ای فروزنده از رخانت جان
آتش عشق تا کی افروزی ۲
دل بدخواه سوز اندر عشق
چونکه دلهای عاشقان سوزی ۳
از لب آموز خوب مذهب خوب
از دو زلفین چه تنبل آموزی ۴
ای دریده دل من از غم عشق
زان لب چون عقیق کی دوزی ۵
دیدنت فرخی و فیروزی ۱
ای فروزنده از رخانت جان
آتش عشق تا کی افروزی ۲
دل بدخواه سوز اندر عشق
چونکه دلهای عاشقان سوزی ۳
از لب آموز خوب مذهب خوب
از دو زلفین چه تنبل آموزی ۴
ای دریده دل من از غم عشق
زان لب چون عقیق کی دوزی ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۱۶ - چرا ز روی لطافت بدین غریب نسازی
گوهر بعدی:غزل ۴۱۸ - ای سنایی چو تو در بند دل و جان باشی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.