خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و دلبستگی خود به معشوق سخن میگوید و از نبود توجه و مراقبت کافی از سوی معشوق شکایت میکند. او آرزو میکند که معشوق بیشتر به او توجه کند و در کارهایش مشارکت داشته باشد. شاعر همچنین از عشق بیپاسخ و رنجهای ناشی از آن میگوید و از معشوق میخواهد که بیشتر به او اهمیت دهد.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و بیان شاعرانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد که معمولاً در سنین بالاتر وجود دارد.
غزل ۴۰۳ - یار اگر در کار من بیمار ازین به داشتی
یار اگر در کار من بیمار ازین به داشتی
کار این دلخسته را بسیار ازین به داشتی ۱
ور دل دیوانه رنگ من نبودی تند و تیز
یا بهش تر زین بدی یا یار ازین به داشتی ۲
عاشق بیچارهای بیپرسشست آخر تنم
در حق بیمار خود تیمار ازین به داشتی ۳
کار من مشکل شد ارنی دوست در دل بردنم
نرگس بیکار را بر کار ازین به داشتی ۴
شد دلم مغرور آن گفتار جان افزای تو
آه اگر در عشق من گفتار ازین به داشتی ۵
با سنایی عهد و پیمان داشتی در دل مقیم
گر سنایی مرد بودی کار ازین به داشتی ۶
کار این دلخسته را بسیار ازین به داشتی ۱
ور دل دیوانه رنگ من نبودی تند و تیز
یا بهش تر زین بدی یا یار ازین به داشتی ۲
عاشق بیچارهای بیپرسشست آخر تنم
در حق بیمار خود تیمار ازین به داشتی ۳
کار من مشکل شد ارنی دوست در دل بردنم
نرگس بیکار را بر کار ازین به داشتی ۴
شد دلم مغرور آن گفتار جان افزای تو
آه اگر در عشق من گفتار ازین به داشتی ۵
با سنایی عهد و پیمان داشتی در دل مقیم
گر سنایی مرد بودی کار ازین به داشتی ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۰۲ - آن دلبر عیار من ار یار منستی
گوهر بعدی:غزل ۴۰۴ - صنما آن خط مشکین که فراز آوردی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.