خلاصه و رده‌بندی سنی 18+

شاعر از کودکی خود که خراباتی و کم‌زن بوده سخن می‌گوید و سپس از تغییر حال خود به پارسایی و زهد می‌گوید. او به شیوه‌های قدیمی خود در نوشیدن شراب و رمز و راز اشاره می‌کند و از تغییر حال خود به شخصیتی پارسا و واصل به کرامات می‌گوید. در پایان، شاعر از دوست خود می‌خواهد که به او بوسه‌ای بدهد، اما دوستش با اشاره به زهد و پارسایی، این درخواست را رد می‌کند.

متن شامل مفاهیم عرفانی و تصوف است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند شراب و خرابات ممکن است نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری برای درک کامل داشته باشد.

مشاهده کامل

غزل ۳۹۵ - کودکی داشتم خراباتی

کودکی داشتم خراباتی
می کش و کمزن و خرافاتی ۱

پارسا شد ز بخت و دولت من
پارسایی شگرف و طاماتی ۲

شیوهٔ خمر و قمر و رمز مدام
صفتی بود مرورا ذاتی ۳

آنکه والتین ز بر ندانستی
همچو بوالخیر گشت هیهاتی ۴

خوانده از بر همیشه چو الحمد
عدد سورهٔ لباساتی ۵

گوید امروز بر من از سر زهد
مثل و نکتهٔ اشاراتی ۶

دوش گفتم ورا که ای دل و جان
مر مرا مایهٔ مباهاتی ۷

گر چه مستور و پارسا شده‌ای
واصل هر گونهٔ کراماتی ۸

گر یکی بوسه خواهم از تو دهی؟
گفت: لا والله ای خراباتی ۹

ای سنایی کما ترید خوشست
دل به قسمت بنه کمایاتی ۱۰
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) قالب: غزل تعداد ابیات: ۱۰ ۵۷۱
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۹۴ - بتا پای این ره نداری چه پویی
گوهر بعدی:غزل ۳۹۶ - ای آنکه به دو لب سبب آب حیاتی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.