خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر عشق و دلباختگی خود را به معشوق بیان میکند. او از خیال و وصال معشوق به عنوان بهترین چیزها در جهان یاد میکند و خود را در بیدلی و عشق بینظیر میداند. شاعر همچنین از تأثیرات عشق و زیبایی معشوق بر خود سخن میگوید و اظهار میکند که حتی در تنگدلی، از نگاه معشوق خرسند میشود.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد که معمولاً در سنین بالاتر وجود دارد.
غزل ۳۵۲ - ای مونس جان من خیال تو
ای مونس جان من خیال تو
خوشتر ز جهان جان وصال تو ۱
جانهای مقدس خردمندان
سرگشته به پیش زلف و خال تو ۲
کس نیست به بیدلی نظیر من
چون نیست به دلبری همال تو ۳
گر صورت عشق و حسن کس بیند
آن مثل منست با خیال تو ۴
لیکن چکنم چو آیدم خوشتر
از حال جهان همه محال تو ۵
هر چند همیشه تنگدل باشم
از تیر دو چشم بد سگال تو ۶
خرسند شوم چو گوییم یک ره
ای خسته چگونه بود حال تو ۷
هستم به جوال عشوهات دایم
وان کیست که نیست در جوال تو ۸
خوشتر ز جهان جان وصال تو ۱
جانهای مقدس خردمندان
سرگشته به پیش زلف و خال تو ۲
کس نیست به بیدلی نظیر من
چون نیست به دلبری همال تو ۳
گر صورت عشق و حسن کس بیند
آن مثل منست با خیال تو ۴
لیکن چکنم چو آیدم خوشتر
از حال جهان همه محال تو ۵
هر چند همیشه تنگدل باشم
از تیر دو چشم بد سگال تو ۶
خرسند شوم چو گوییم یک ره
ای خسته چگونه بود حال تو ۷
هستم به جوال عشوهات دایم
وان کیست که نیست در جوال تو ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۵۱ - ای شادی و غم ز صلح و جنگ تو
گوهر بعدی:غزل ۳۵۳ - ای دریغا گر رسیدی دی به من پیغام تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.