خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از احساسات متضاد مانند شادی و غم، صلح و جنگ، و داد و ستد سخن میگوید. او از تأثیرات این احساسات بر زندگی خود و ارتباط آنها با طبیعت و عناصری مانند بوی و رنگ گلها و مشک صحبت میکند. شاعر همچنین از حسرت و عشق خود به معشوق و تأثیرات آن بر روح و روانش میگوید.
این متن دارای مفاهیم عمیق و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم انتزاعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
غزل ۳۵۱ - ای شادی و غم ز صلح و جنگ تو
ای شادی و غم ز صلح و جنگ تو
وی داد و ستد ز سیم و سنگ تو ۱
ای آفت و راحت شب و روزم
چشم و دهن فراخ و تنگ تو ۲
بر نافهٔ مشک و باغ گل دایم
حقد و حسدی ز بوی و رنگ تو ۳
عذر تو اگر چه لنگ من پیوست
خرسند شدم به عذر لنگ تو ۴
خون جگرم چو نافهٔ آهو
از حسرت خط مشک رنگ تو ۵
وی داد و ستد ز سیم و سنگ تو ۱
ای آفت و راحت شب و روزم
چشم و دهن فراخ و تنگ تو ۲
بر نافهٔ مشک و باغ گل دایم
حقد و حسدی ز بوی و رنگ تو ۳
عذر تو اگر چه لنگ من پیوست
خرسند شدم به عذر لنگ تو ۴
خون جگرم چو نافهٔ آهو
از حسرت خط مشک رنگ تو ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۵۰ - حلقهٔ ارواح بینم گرد حلقهٔ گوش تو
گوهر بعدی:غزل ۳۵۲ - ای مونس جان من خیال تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.