خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از باد میخواهد به کوی معشوق برود و او را از حالش آگاه کند. او از معشوق میخواهد که به عاشقش نگاهی کند و رنج هجران را با وصال تسکین دهد. شاعر همچنین از معشوق میخواهد که اگر نمیخواهد به او لطف کند، حداقل با او صادق باشد.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، درک عمیقتر از مفاهیم عشق و هجران نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری دارد.
غزل ۳۲۳ - ای باد به کوی او گذر کن
ای باد به کوی او گذر کن
معشوق مرا ز من خبر کن ۱
با دلبر من بگو که جانا
در عاشق خود یکی نظر کن ۲
چوبی که ز هجر تو بود خشک
از آب وصال خویش تر کن ۳
صد دفتر هجر حفظ کردی
یک صفحه ز وصل هم ز بر کن ۴
ور نیک نمیکنی به جایم
با من صنما تو سر به سر کن ۵
معشوق مرا ز من خبر کن ۱
با دلبر من بگو که جانا
در عاشق خود یکی نظر کن ۲
چوبی که ز هجر تو بود خشک
از آب وصال خویش تر کن ۳
صد دفتر هجر حفظ کردی
یک صفحه ز وصل هم ز بر کن ۴
ور نیک نمیکنی به جایم
با من صنما تو سر به سر کن ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۲۲ - این که فرمودت که رو با عاشقان بیداد کن
گوهر بعدی:غزل ۳۲۴ - غلاما خیز و ساقی را خبر کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.