خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق، عدالت، زیبایی و تقدیر سخن میگوید. او از مخاطب میخواهد که با عاشقان بیداد نکند، دوستان را رنج ندهد و دشمنان را شاد نکند. همچنین، از زیبایی و ماندگاری آن سخن میگوید و از تقدیر و زمانه شکایت میکند. در پایان، شاعر از مخاطب میخواهد که برای این جهان و آن جهان، دست از هجران بردارد.
این متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم پیچیدهتر مانند تقدیر و عزل معزولان ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۳۲۲ - این که فرمودت که رو با عاشقان بیداد کن
این که فرمودت که رو با عاشقان بیداد کن
دوستانرا رنجه دار و دشمنان را شاد کن ۱
حسن را بنیاد افگندی چنان محکم که هست
جز «و یبقی وجه ربک» نقش را بنیاد کن ۲
ملک حسنت چون نخواهد ماند با تو جاودان
چند ازین بیداد خواهد بود لختی داد کن ۳
ای عمل تقدیر کرده بر تو دوران فلک
ساعتی از عزل معزولان عالم یاد کن ۴
پیش ما گشت زمانه خرمن غم توده کرد
خرمن غمهای ما را بر بر آتش باد کن ۵
از برای این جهان و آن جهان ای دلربای
دست آن داری به خرما را ز هجر آزاد کن ۶
دوستانرا رنجه دار و دشمنان را شاد کن ۱
حسن را بنیاد افگندی چنان محکم که هست
جز «و یبقی وجه ربک» نقش را بنیاد کن ۲
ملک حسنت چون نخواهد ماند با تو جاودان
چند ازین بیداد خواهد بود لختی داد کن ۳
ای عمل تقدیر کرده بر تو دوران فلک
ساعتی از عزل معزولان عالم یاد کن ۴
پیش ما گشت زمانه خرمن غم توده کرد
خرمن غمهای ما را بر بر آتش باد کن ۵
از برای این جهان و آن جهان ای دلربای
دست آن داری به خرما را ز هجر آزاد کن ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۲۱ - ایا معمار دین اول دل و دین را عمارت کن
گوهر بعدی:غزل ۳۲۳ - ای باد به کوی او گذر کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.