خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از عشق، جدایی، و وصال سخن می‌گوید. او از نمک به عنوان نماد وفاداری و دوستی یاد می‌کند و از گریه و اشک به عنوان نشانه‌ای از عشق و فراق نام می‌برد. همچنین، شاعر به مفاهیمی مانند گمنامی و دوری از شهرت اشاره می‌کند.

متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

شماره ۴۹۹ - بنشین تا رخت از تاب نظر غازه کنیم

بنشین تا رخت از تاب نظر غازه کنیم
با لب لعل تو، یکدم نمکی تازه کنیم ۱

نسخه صحبت ما زود ز هم میپاشد
مگرش از سخن زلف تو شیرازه کنیم ۲

خواهد از گریه شادی شب وصل تو نثار
بعد ازین گریه ز هجر تو باندازه کنیم ۳

نیست برنده تر از حق نمک، شمشیری
ما بخصمی که کشد تیغ، نمک تازه کنیم ۴

واعظ از برگ جهان مقصد ما گمنامی است
پوست پوشی نه چو طبل از پی آوازه کنیم! ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۹۸ - برده است از بسکه فکر آن نگار جانیم
گوهر بعدی:شماره ۵۰۰ - چون کند پیری ستم، یاد جوانی میکنیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.