خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از ناامیدی و امیدهای از دست رفته خود می‌گوید. او ابتدا مانند غنچه‌ای بسته و ناراحت بود، اما با گذر زمان و خودسازی، مانند گلی شکفته و به خودش لبخند زد. در نهایت، با عقل سنجید که آنچه در ابتدا زیاد به نظر می‌رسید، در واقع کم بوده است.

مفاهیم عمیق مانند ناامیدی، امید، و خودسازی نیاز به درک و تجربه زندگی دارند که معمولاً نوجوانان و بزرگسالان از آن برخوردارند. همچنین، زبان و ساختار شعری ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.

مشاهده کامل

شماره ۴۷۸ - ز بس نومیدی، از امیدهای خویشتن دیدم

ز بس نومیدی، از امیدهای خویشتن دیدم
ز امیدی که هم در ناامیدی هست، نومیدم ۱

بسان غنچه بودم تنگدل دایم ز خودسازی
چو گل، برداشتم از خویشتن تا دست، خندیدم ۲

فزونی مینمود اول، بچشمم بیشتر، اما
زیاد آمد کمی با عقل خود وقتی که سنجیدم ۳
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۷۷ - نهادم عینک و، ملک عدم را بی خفا دیدم
گوهر بعدی:شماره ۴۷۹ - چو رنگ خویش، هردم انقلاب ساکنی دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.