خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از ناامیدی و یأس از مردم زمانه سخن میگوید. او از بیوفایی، طمع، بیاعتمادی و رفتارهای ناپسند مردم شکایت دارد و توصیه میکند که از آنها عبرت بگیریم. همچنین، اشارهای به فرصتهای از دست رفته و بیعدالتیهای اجتماعی دارد.
متن حاوی مفاهیم انتقادی و ناامیدی از جامعه است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد یا تأثیر منفی بگذارد. همچنین، برخی از مضامین مانند طمع و بیعدالتی نیاز به درک عمیقتری از روابط اجتماعی دارند.
شماره ۴۷۶ - ز غصه جان نبری، بی حذر ازین مردم!
ز غصه جان نبری، بی حذر ازین مردم!
بمنزلی نرسی، بی سفر ازین مردم! ۱
بهند سایه دیوار فقر کن سفری
امید سود چه داری دگر ازین مردم؟! ۲
در آب حلقه این قوم و، گل به چین نفسی
بیار طاقت و، عبرت ببر ازین مردم! ۳
شرر ز خلق مگر دید آنچه من دیدم
که ناگشوده بپوشد نظر ازین مردم!؟ ۴
ز نان کسی که نسازد بخوردن دل خویش
برنگ اشک فتد در بدر ازین مردم؟! ۵
بغیر اینکه ز دین بهر مال میگذرند
ندیده ام گذشتی دگر ازین مردم! ۶
بمرگ فرصت کشتن نمیدهند این قوم
چه زشت طایفه اند؟ الحذر از این مردم! ۷
رسید عمر بانجام، غم مخور واعظ
بخند یک دو سه روزی دگر ازین مردم!! ۸
بمنزلی نرسی، بی سفر ازین مردم! ۱
بهند سایه دیوار فقر کن سفری
امید سود چه داری دگر ازین مردم؟! ۲
در آب حلقه این قوم و، گل به چین نفسی
بیار طاقت و، عبرت ببر ازین مردم! ۳
شرر ز خلق مگر دید آنچه من دیدم
که ناگشوده بپوشد نظر ازین مردم!؟ ۴
ز نان کسی که نسازد بخوردن دل خویش
برنگ اشک فتد در بدر ازین مردم؟! ۵
بغیر اینکه ز دین بهر مال میگذرند
ندیده ام گذشتی دگر ازین مردم! ۶
بمرگ فرصت کشتن نمیدهند این قوم
چه زشت طایفه اند؟ الحذر از این مردم! ۷
رسید عمر بانجام، غم مخور واعظ
بخند یک دو سه روزی دگر ازین مردم!! ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۷۵ - از ناز اگر نیایی، خود در خیال مردم
گوهر بعدی:شماره ۴۷۷ - نهادم عینک و، ملک عدم را بی خفا دیدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.