خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و دلدادگی به معشوق سخن میگوید و بیان میکند که حاضر است برای رسیدن به او هر سختی را تحمل کند. او از بیخبری خود از مسیر عشق میگوید و تنها آرزویش افتادن به پای معشوق است. شاعر همچنین از زیباییهای معشوق مانند زلف و قامت او یاد میکند و بیان میدارد که بهشت را هم به پای او نمیدهد.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۴۷۳ - غبار آسا نسیمی چون وزد، در پای او افتم
غبار آسا نسیمی چون وزد، در پای او افتم
که شاید یک نفس در دامن صحرای او افتم ۱
براه عشق جانان وادی و منزل نمیدانم
بجز این کز سر خود خیزم و، در پای او افتم ۲
ندانم را دیگر بهر گلگشت سراپایش
مگر در کوچه باغ زلف سر تا پای او افتم ۳
دگر باغ جنان را سفره بر سر نفگنم یک دم
اگر در سایه سرو قد رعنای او افتم ۴
که شاید یک نفس در دامن صحرای او افتم ۱
براه عشق جانان وادی و منزل نمیدانم
بجز این کز سر خود خیزم و، در پای او افتم ۲
ندانم را دیگر بهر گلگشت سراپایش
مگر در کوچه باغ زلف سر تا پای او افتم ۳
دگر باغ جنان را سفره بر سر نفگنم یک دم
اگر در سایه سرو قد رعنای او افتم ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۷۲ - اگر عاصی، اگر مجرم،اگر بیدین، اگر مستم؛
گوهر بعدی:شماره ۴۷۴ - ز شرح اشتیاق دوست، تا حرفی بیان کردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.