خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از گناهکاری و ندامت خود سخن میگوید و از خداوند طلب بخشش میکند. او بیان میکند که با وجود تمام خطاهایش، به رحمت الهی امیدوار است. همچنین، شاعر از رنجش دیگران پرهیز کرده و تنها از موعظههای واعظ آزرده خاطر شده است.
مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به گناه و ندامت نیاز به بلوغ فکری برای درک صحیح دارد.
شماره ۴۷۲ - اگر عاصی، اگر مجرم،اگر بیدین، اگر مستم؛
اگر عاصی، اگر مجرم،اگر بیدین، اگر مستم؛
بمحشر کی گذارد دامن عفوت تهی دستم؟! ۱
ز بس خواناست از پیشانیم خط گنهکاری
تواند نامه اعمال شد آیینه در دستم ۲
خلاصی از غم دنیا، نباشد اهل دنیا را
گشاد دل ندیدم تا بفکر این و آن بستم ۳
نگاه ظاهر و باطن، یکی کردم؛ تو را دیدم
رسا شد، این دو کوته رشته را باهم چو پیوستم ۴
ندیدم کلفت از کس، تا نکردم کلفتی باکس
نرنجیدم ز رنجانیدن کس، تا زبان بستم ۵
نرنجانیدم از خود هیچکس را، غیر این واعظ
که با سرپنجه تأثیر افغان خاطری خستم ۶
بمحشر کی گذارد دامن عفوت تهی دستم؟! ۱
ز بس خواناست از پیشانیم خط گنهکاری
تواند نامه اعمال شد آیینه در دستم ۲
خلاصی از غم دنیا، نباشد اهل دنیا را
گشاد دل ندیدم تا بفکر این و آن بستم ۳
نگاه ظاهر و باطن، یکی کردم؛ تو را دیدم
رسا شد، این دو کوته رشته را باهم چو پیوستم ۴
ندیدم کلفت از کس، تا نکردم کلفتی باکس
نرنجیدم ز رنجانیدن کس، تا زبان بستم ۵
نرنجانیدم از خود هیچکس را، غیر این واعظ
که با سرپنجه تأثیر افغان خاطری خستم ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۷۱ - یارب ز چرک مال جهان بخش نفرتم
گوهر بعدی:شماره ۴۷۳ - غبار آسا نسیمی چون وزد، در پای او افتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.