خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن به توصیف قومی میپردازد که به فقر و عشق گرایش دارند. برای آنها حقیقت و عشق مهمترین ارزشهاست و مشکلات زندگی را با باده و عشق حل میکنند. آنها با مفلسی و عشق همراهند و بار ملامت را به دوش میکشند. صفات و معانی در نفس آنها نهفته است و تربیت، صدق و صفا سرمایهی جان و دل آنهاست.
متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند باده و عشق ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
غزل ۳۰۲ - قومی که به افلاس گراید دل ایشان
قومی که به افلاس گراید دل ایشان
جز کوی حقیقت نبود منزل ایشان ۱
وقتی که شود کار برایشان همه مشکل
جز باده بگو حل که کند مشکل ایشان ۲
گر چند قدیمست خلاف گل و آتش
با آتش عشقست موافق گل ایشان ۳
با قافلهٔ مفلسی و مرحلهٔ عشق
جز بار ملامت نکشد محمل ایشان ۴
پیدا ز صفاتست و نهانست معانی
در نفس عزیز و نفس مقبل ایشان ۵
جز تربیت و تمشیت و صدق و صفا نیست
پیرایه و سرمایهٔ جان و دل ایشان ۶
جز کوی حقیقت نبود منزل ایشان ۱
وقتی که شود کار برایشان همه مشکل
جز باده بگو حل که کند مشکل ایشان ۲
گر چند قدیمست خلاف گل و آتش
با آتش عشقست موافق گل ایشان ۳
با قافلهٔ مفلسی و مرحلهٔ عشق
جز بار ملامت نکشد محمل ایشان ۴
پیدا ز صفاتست و نهانست معانی
در نفس عزیز و نفس مقبل ایشان ۵
جز تربیت و تمشیت و صدق و صفا نیست
پیرایه و سرمایهٔ جان و دل ایشان ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۰۱ - خانهٔ طاعات عمارت مکن
گوهر بعدی:غزل ۳۰۳ - جوانی کردم اندر کار جانان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.