خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عاشقانه و شاعرانه است که در آن شاعر از عشق و وصال معشوق سخن میگوید. او از بوسهها و لحظات شیرین با معشوق یاد میکند و آرزو میکند که این لحظات تا ابد ادامه یابد. همچنین، شاعر به عدالت و حمایت از حاکم عادل اشاره میکند.
متن شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم ادبی کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۲۸۸ - ما همه راه لب آن دلبر یغما زنیم
ما همه راه لب آن دلبر یغما زنیم
شکر او را به بوسه هر شبی یغما زنیم ۱
هم توان از دو لبش شکر زدن یغما ولیک
هر شبی راه لب آن دلبر یغما زنیم ۲
ما چو وامق او چو عذرا ما چو رامین او چو ویس
رطل زیبد در چنین حالی اگر صهبا زنیم ۳
شخص را می وار هر شب در بر ویس افگنیم
بوسه وامقوار هر دم بر لب عذرا زنیم ۴
بر بخفتن گاه صحبت در بر ما افگند
لب به بوسه گاه عشرت بر لب او ما زنیم ۵
خوش بدست امروز و دی با آن نگارین عیش ما
خوشتر از امروز و دی فردا و پس فردا زنیم ۶
گر وصال او به جور از ما ستاند روزگار
دست در عدل غیاثالدین والدنیا زنیم ۷
شکر او را به بوسه هر شبی یغما زنیم ۱
هم توان از دو لبش شکر زدن یغما ولیک
هر شبی راه لب آن دلبر یغما زنیم ۲
ما چو وامق او چو عذرا ما چو رامین او چو ویس
رطل زیبد در چنین حالی اگر صهبا زنیم ۳
شخص را می وار هر شب در بر ویس افگنیم
بوسه وامقوار هر دم بر لب عذرا زنیم ۴
بر بخفتن گاه صحبت در بر ما افگند
لب به بوسه گاه عشرت بر لب او ما زنیم ۵
خوش بدست امروز و دی با آن نگارین عیش ما
خوشتر از امروز و دی فردا و پس فردا زنیم ۶
گر وصال او به جور از ما ستاند روزگار
دست در عدل غیاثالدین والدنیا زنیم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۸۷ - گرچه از جمع بی نیازانیم
گوهر بعدی:غزل ۲۸۹ - او چنان داند که ما در عشق او کمتر زنیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.