خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به توصیف عشق و ستایش معشوق میپردازد و از زیباییها و تأثیرات او بر جهان و دلهای عاشقان سخن میگوید. همچنین، از مفاهیمی مانند ویرانی، اضطراب، و عشق نافرجام نیز استفاده شده است.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و ادبی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند.
شماره ۱۹۶ - خرام ناز تو، معمار شهر ویرانیست
خرام ناز تو، معمار شهر ویرانیست
نگاه، مفتی آیین نامسلمانیست ۱
ز شیوه های تو ای شاه ملک استغنا
کسی که ملتفت ماست، چین پیشانیست ۲
عجب نباشد، اگر گشته چشم دلها سیر
که دست زلف تو در کیسه پریشانیست ۳
یکی ز خاک نشینان کوی تست مگر
که عطف دامن گردون ز صبح نورانیست ۴
کشیده است مگر تیغ، کوه تمکینت
که آفتاب ز حیرت چو چشم قربانیست ۵
میان ناز تو صبر ما مگر جنگ است
که باز چشم سخنگوی، در رجز خوانیست ۶
مدان ز سیل بلا واعظ اضطراب مرا
تپیدن دل من در تلاش ویرانیست ۷
نگاه، مفتی آیین نامسلمانیست ۱
ز شیوه های تو ای شاه ملک استغنا
کسی که ملتفت ماست، چین پیشانیست ۲
عجب نباشد، اگر گشته چشم دلها سیر
که دست زلف تو در کیسه پریشانیست ۳
یکی ز خاک نشینان کوی تست مگر
که عطف دامن گردون ز صبح نورانیست ۴
کشیده است مگر تیغ، کوه تمکینت
که آفتاب ز حیرت چو چشم قربانیست ۵
میان ناز تو صبر ما مگر جنگ است
که باز چشم سخنگوی، در رجز خوانیست ۶
مدان ز سیل بلا واعظ اضطراب مرا
تپیدن دل من در تلاش ویرانیست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۵ - آید چو مرگ هستی پیرو جوان یکیست
گوهر بعدی:شماره ۱۹۷ - در چهره بی شرم، نشانی ز صفا نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.