خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به موضوعاتی مانند گذر زمان، برابری انسانها در برابر مرگ، بیتفاوتی ثروتمندان به فقرا، اهمیت هنر و قدردانی از آن، و یکسانبودن دردها و رنجهای انسانها میپردازد. همچنین به نقش زبان و بیان در ارتباطات انسانی اشاره دارد.
مفاهیم عمیق فلسفی و اجتماعی موجود در متن برای درک و تجزیهوتحلیل، به بلوغ فکری و تجربهی زندگی بیشتری نیاز دارد که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد شکل میگیرد.
شماره ۱۹۵ - آید چو مرگ هستی پیرو جوان یکیست
آید چو مرگ هستی پیرو جوان یکیست
در پیش برق، سبزه تر با خزان یکیست ۱
از هیچکس، بجز دوزبانی ندیده ایم
خلق زمانه را همه گویی زبان یکیست ۲
منعم ز حال مردم بی برگ غافل است
در پیش سرو، فصل بهار و خزان یکیست ۳
فرق هنر ز بی هنری، قدردان کند
میزان چو نیست، قدر سبک با گران یکیست ۴
گند دماغ آرد، اگر ایستد دو روز
مال جهانی فانی و آب روان یکیست ۵
یک درد بود، در دل مجنون و کوهکن
گر نسخه ها جداست، ولی داستان یکیست ۶
آن کرد با من او، که به پروانه کرد شمع
خوبان شهر را همه گویی زبان یکیست ۷
واعظ چراغ محفل دلها کلام ماست
زآن رو که با زبان دل ما شمع سان یکیست ۸
در پیش برق، سبزه تر با خزان یکیست ۱
از هیچکس، بجز دوزبانی ندیده ایم
خلق زمانه را همه گویی زبان یکیست ۲
منعم ز حال مردم بی برگ غافل است
در پیش سرو، فصل بهار و خزان یکیست ۳
فرق هنر ز بی هنری، قدردان کند
میزان چو نیست، قدر سبک با گران یکیست ۴
گند دماغ آرد، اگر ایستد دو روز
مال جهانی فانی و آب روان یکیست ۵
یک درد بود، در دل مجنون و کوهکن
گر نسخه ها جداست، ولی داستان یکیست ۶
آن کرد با من او، که به پروانه کرد شمع
خوبان شهر را همه گویی زبان یکیست ۷
واعظ چراغ محفل دلها کلام ماست
زآن رو که با زبان دل ما شمع سان یکیست ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۴ - آنکه هرلحظه نمرد از غم رویت، چون زیست؟
گوهر بعدی:شماره ۱۹۶ - خرام ناز تو، معمار شهر ویرانیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.