خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که به موضوعاتی مانند عشق، دیوانگی، تسلیم در برابر عشق، بیقدرتی در برابر تقدیر، و انتقاد از حرص و آز میپردازد. شاعر از زلف و گیسوی معشوق به عنوان نمادهایی از دیوانگی و اسارت یاد میکند و بر بیقدرتی انسان در برابر عشق و سرنوشت تأکید دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین، برخی از مضامین مانند دیوانگی و تسلیم در برابر عشق ممکن است برای نوجوانان کمسنوسال نامفهوم یا نامناسب باشد.
شماره ۱۴۳ - فکر زلفش، در ره دیوانگی شبگیر ماست
فکر زلفش، در ره دیوانگی شبگیر ماست
حرف گیسویش، بجای ناله زنجیر ماست ۱
ما بهر دلبسته یی، دست ارادت کی دهیم؟
چون عصا هرکس کند قطع علایق، پیر ماست ۲
نقد ما رایج ز بی قدری است در بازار دهر
خاکساری در گداز خویشتن اکسیر ماست ۳
گو بکن از ضعف ما اندیشه، ای خصم قوی
ناتوانی، کار چون افتد، دم شمشیر ماست ۴
از خلای معده آزند بیخواب اهل حرص
خواب راحت در جهان، مخصوص چشم سیر ماست ۵
پیش لطف دوست، خودراییست واعظ فکر خویش
دست از تدبیر خود برداشتن، تدبیر ماست ۶
حرف گیسویش، بجای ناله زنجیر ماست ۱
ما بهر دلبسته یی، دست ارادت کی دهیم؟
چون عصا هرکس کند قطع علایق، پیر ماست ۲
نقد ما رایج ز بی قدری است در بازار دهر
خاکساری در گداز خویشتن اکسیر ماست ۳
گو بکن از ضعف ما اندیشه، ای خصم قوی
ناتوانی، کار چون افتد، دم شمشیر ماست ۴
از خلای معده آزند بیخواب اهل حرص
خواب راحت در جهان، مخصوص چشم سیر ماست ۵
پیش لطف دوست، خودراییست واعظ فکر خویش
دست از تدبیر خود برداشتن، تدبیر ماست ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۲ - تا عکس گل روی تو در چشم تر ماست
گوهر بعدی:شماره ۱۴۴ - با گدا خلق کن، دست سخایی درم است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.