این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر درد فراق و عشق عمیق شاعر به معشوق است. شاعر با تصاویر پراحساسی مانند گل روی معشوق در چشم اشکبار، دامان پر از خون و جان دادن در سحرگاهان، عشق خود را توصیف میکند. او خود را نخل سرافراخته باغ عشق میداند که ثمرش بریدن از غیر معشوق است. همچنین، شاعر به وفاداری و استواری خود در راه معشوق اشاره میکند و از بیاعتنایی دیگران به سخنانش گلایه دارد.
این شعر دارای مضامین عاشقانه عمیق و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی تصاویر مانند 'دامان پر از خون' و 'بیرون شدن جان ز تن' ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۱۴۲ - تا عکس گل روی تو در چشم تر ماست
دامان پر از خون شده، باغ نظر ماست ۱
شبها که بود در نظر آیینه رویت
بیرون شدن جان ز تن، آه سحر ماست ۲
فرخنده همای فلک همت خویشیم
افشاندن دامن ز جهان، بال و پر ماست ۳
پامال شدن، میدهد آخر بر دولت
پا بر سر ما هر که نهد، تاج سر ماست ۴
ما نخل سرافراخته گلشن عشقیم
از غیر تو پیوند بریدن ثمر ماست ۵
سوداگر بی مایه سود دو جهانیم
برگرد سراپای تو گشتن سفر ماست ۶
ما را به وفاداری ما قدر شناسند
در راه تو استادگی، آب گهر ماست ۷
در هیچ دلی واعظ ما جای ندارد
هم طالع افغان تهی از اثر ماست ۸
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.