خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از غم و فراق یار خود مینالد و درد دوری از معشوق را بیان میکند. او از بیصبری در فراق و ناتوانی در ترک یار سخن میگوید و از زمانه و تقدیر شکایت دارد. متن پر از احساسات عمیق و تصاویر شاعرانه است.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و پیچیده است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فراق، درد عشق، و اشارات عرفانی نیاز به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری دارند.
شماره ۱۱۸ - درا بخاطرم ای خرمی، که جا اینجاست
درا بخاطرم ای خرمی، که جا اینجاست
کجا روی چو غم دلستان ما اینجاست؟ ۱
ببزم یار، زخود هم نمیتوانم رفت
شکیب خسته دلان در فراق تا اینجاست ۲
چرا ز عارض چون گل نقاب نگشایی
ترا گمان که مگر عقل و هوش ما اینجاست؟ ۳
کند شکست، ز هر استخوان من فریاد
به سوی درد که: سرکوچه بلا اینجاست ۴
به کاینات دل خویش را یکی کردیم
بهر دلی که رود درد یار ما، اینجاست ۵
زمانه با خم ابروی قامت پیران
بسوی خاک اشارت کند، که جا اینجاست ۶
حواله اش ز در خود مکن به جای دگر
که خاک واعظ مسکین بینوا اینجاست! ۷
کجا روی چو غم دلستان ما اینجاست؟ ۱
ببزم یار، زخود هم نمیتوانم رفت
شکیب خسته دلان در فراق تا اینجاست ۲
چرا ز عارض چون گل نقاب نگشایی
ترا گمان که مگر عقل و هوش ما اینجاست؟ ۳
کند شکست، ز هر استخوان من فریاد
به سوی درد که: سرکوچه بلا اینجاست ۴
به کاینات دل خویش را یکی کردیم
بهر دلی که رود درد یار ما، اینجاست ۵
زمانه با خم ابروی قامت پیران
بسوی خاک اشارت کند، که جا اینجاست ۶
حواله اش ز در خود مکن به جای دگر
که خاک واعظ مسکین بینوا اینجاست! ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۷ - جمشید کو؟ سکندر گیتی ستان کجاست؟
گوهر بعدی:شماره ۱۱۹ - دماغ اهل فنا، از مکاره آزاد است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.