خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از زبان شاعری بیان میشود که از بیتفاوتی و بیتوجهی دیگران به سخنان و احساساتش شکایت دارد. او تأکید میکند که تنها خودش خریدار کلام و هنرش است و از این تنهایی و بیپناهی رنج میبرد. همچنین، اشارهای به پایداری در برابر مشکلات و حفظ اصالت خود دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۸۵ - تو صاف باش و، مزن حرف دردنوشی ما
تو صاف باش و، مزن حرف دردنوشی ما
که به ز بار علایق سبو بدوشی ما ۱
توان ز جوش مریدان به گرد ما دانست
ز خارخار هوس بوده شال پوشی ما ۲
کسی چو نیست خریدار جنس ما جز ما
شده است آینه دکان خودفروشی ما ۳
ز دستکاری دوران، ز هم نمی پاشیم
که جلد نسخه ما گشته پوست پوشی ما ۴
چنان ز شوق ادا فهمی تو میبالم
که رفته رفته سخن میشود خموشی ما ۵
کنیم ساز عمل قول تا به کی واعظ
کنون بود سخن ما، سخن نیوشی ما ۶
که به ز بار علایق سبو بدوشی ما ۱
توان ز جوش مریدان به گرد ما دانست
ز خارخار هوس بوده شال پوشی ما ۲
کسی چو نیست خریدار جنس ما جز ما
شده است آینه دکان خودفروشی ما ۳
ز دستکاری دوران، ز هم نمی پاشیم
که جلد نسخه ما گشته پوست پوشی ما ۴
چنان ز شوق ادا فهمی تو میبالم
که رفته رفته سخن میشود خموشی ما ۵
کنیم ساز عمل قول تا به کی واعظ
کنون بود سخن ما، سخن نیوشی ما ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۴ - تنگ از بسکه شد زمانه ما
گوهر بعدی:شماره ۸۶ - در جهان گشته سمر حرف پریشانی ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.