خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن بالا بیانگر نگاهی انتقادی به زندگی و تلاشهای بیثمر انسان است. شاعر از خاکساری و تلاشهای بیفایده برای افزایش داراییها سخن میگوید و اشاره میکند که مردم از وجود او بیخبرند. همچنین، او از فرصتهای از دست رفته برای آرامش و نادیده گرفته شدن ارزشهای واقعی زندگی شکایت دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و انتقادی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و انتقاد از جامعه ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۸۳ - خاکساری شده سرمایه آسودن ما
خاکساری شده سرمایه آسودن ما
صندل دردسر ماست همین سودن ما ۱
قدر ما تشنه کاهیدن خویش است، بگو
خاکساری نکند سعی در افزودن ما ۲
ننشستیم دمی از تک و پو بهر معاش
نشود همچو نفس فرصت آسودن ما ۳
مردم از حسرت گنجی، که ز بس گمنامی
غم دنیا نشود باخبر از بودن ما ۴
چرخ قوال و، قد ما هست دفش
سنج آن دست ز افسوس بهم سودن ما ۵
طلبد عذر سیه رویی فردا واعظ
چهره امروز بخون جگر اندودن ما ۶
صندل دردسر ماست همین سودن ما ۱
قدر ما تشنه کاهیدن خویش است، بگو
خاکساری نکند سعی در افزودن ما ۲
ننشستیم دمی از تک و پو بهر معاش
نشود همچو نفس فرصت آسودن ما ۳
مردم از حسرت گنجی، که ز بس گمنامی
غم دنیا نشود باخبر از بودن ما ۴
چرخ قوال و، قد ما هست دفش
سنج آن دست ز افسوس بهم سودن ما ۵
طلبد عذر سیه رویی فردا واعظ
چهره امروز بخون جگر اندودن ما ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۲ - نبود صفت لعل تو، حد سخن ما
گوهر بعدی:شماره ۸۴ - تنگ از بسکه شد زمانه ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.