خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از عشق و دلدادگی به معشوق سخن می‌گوید. او از حضور معشوق در زندگی خود احساس آرامش و شادی می‌کند و این حضور را به‌گونه‌ای توصیف می‌کند که گویی هزاران جان به جان او افزوده شده است. شاعر از زیبایی و قد بلند معشوق تعریف می‌کند و احساس می‌کند که معشوق او را به آسمان می‌برد. در پایان، شاعر از جدایی و دوری معشوق ابراز ناراحتی می‌کند و خود را بندهٔ بانگ پاسبان (موذن) می‌داند.

این متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات شعری قدیمی ممکن است برای سنین پایین‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

غزل ۲۵۶ - آمد بر من جهان و جانم

آمد بر من جهان و جانم
انس دل و راحت روانم ۱

بر خاستمش به بر گرفتم
بفزود هزار جان به جانم ۲

از قد بلند و زلف پشتش
گفتم که مگر به آسمانم ۳

چون سر بنهاد در کنارم
رفت از بر من جهان و جانم ۴

فریاد مرا ز بانگ موذن
من بندهٔ بانگ پاسبانم ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۵۵ - ای دیدن تو حیات جانم
گوهر بعدی:غزل ۲۵۷ - به صفت گر چه نقش بی جانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.