خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن شعری است که از غم، ناامیدی، و جستجوی آرامش در عشق و شراب سخن میگوید. شاعر از دردهای زندگی، بیفایده بودن نصایح، و نیاز به تسکین از طریق عشق و مستی مینالد. همچنین، به وفاداری و انتظار برای یار اشاره میکند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی، اشاره به مصرف شراب (به عنوان نماد عرفانی یا واقعی)، و بیان احساسات سنگین مانند ناامیدی و غم است که برای درک کامل نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد.
شماره ۴۸۹ - همنفسی به جان خرم قافله تتار کو؟
همنفسی به جان خرم قافله تتار کو؟
مردی از آن زمین کجا؟ گردی از آن دیار کو؟ ۱
جادوی او به خواب خوش غارت صبر می کند
گریه شب رو مرا شورش کارزار کو؟ ۲
فایده ای نمی دهد داروی تلخ ناصحان
این غم ناگوار را باده خوشگوار کو؟ ۳
من که سخن نمی کنم شادی بوستان کراست
من که رقم نمی کشم رونق نوبهار کو؟ ۴
حادثه از هزار سو راه نشاط بسته است
غمزده را طرب گهی جز سر کوی یار کو؟ ۵
چون سگ کهف در وفا سر به قدم نهاده ام
فاقه کشم خبر کرا حمله کنم شکار کو؟ ۶
پر ز گلم مشام ها قوت امتیاز نی
عشوه یأس می خورم حاصل انتظار کو؟ ۷
کس ننمود جرعه ای کز جگرم گزک نخواست
خسته دردسر شدم باده بی خمار کو؟ ۸
هست ز گوشه لبی عیش مدامم آرزو
زد می ناشتا دلم مستی پایدار کو؟ ۹
بخت «نظیری » از ازل حادثه زای آمده
توشه عشرتش دهی راحت روزگار کو؟ ۱۰
مردی از آن زمین کجا؟ گردی از آن دیار کو؟ ۱
جادوی او به خواب خوش غارت صبر می کند
گریه شب رو مرا شورش کارزار کو؟ ۲
فایده ای نمی دهد داروی تلخ ناصحان
این غم ناگوار را باده خوشگوار کو؟ ۳
من که سخن نمی کنم شادی بوستان کراست
من که رقم نمی کشم رونق نوبهار کو؟ ۴
حادثه از هزار سو راه نشاط بسته است
غمزده را طرب گهی جز سر کوی یار کو؟ ۵
چون سگ کهف در وفا سر به قدم نهاده ام
فاقه کشم خبر کرا حمله کنم شکار کو؟ ۶
پر ز گلم مشام ها قوت امتیاز نی
عشوه یأس می خورم حاصل انتظار کو؟ ۷
کس ننمود جرعه ای کز جگرم گزک نخواست
خسته دردسر شدم باده بی خمار کو؟ ۸
هست ز گوشه لبی عیش مدامم آرزو
زد می ناشتا دلم مستی پایدار کو؟ ۹
بخت «نظیری » از ازل حادثه زای آمده
توشه عشرتش دهی راحت روزگار کو؟ ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۸۸ - دوش کردیم دل و دیده به دیدار گرو
گوهر بعدی:شماره ۴۹۰ - به دوریت نتوان بود نیز دور از تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.