خلاصه و ردهبندی سنی
18+
شاعر در این متن از تجربیات روحانی و عرفانی خود سخن میگوید، از سفرهای معنوی و تحولات درونی خود مینویسد. او از تلاشهای بیثمر، پریشانیها، و جستوجوی حقیقت میگوید و در نهایت به نوعی روشنبینی و کمال معنوی میرسد.
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ندامت، عصیان، و جستوجوی معنوی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۴۵۰ - کعبه و دیر شدم صد ره و ویران گشتم
کعبه و دیر شدم صد ره و ویران گشتم
بارها معبد ترسا و مسلمان گشتم ۱
باد خاکم به هوا برد و پریشانم کرد
عطر طرف چمن و گرد بیابان گشتم ۲
نفسی از گل و آبم، نفسی ز آتش و باد
نشدم جمع ازان بس که پریشان گشتم ۳
سیلی نهی فضولی ز سلوکم انداخت
چشم ترسیده تر از طفل دبستان گشتم ۴
بازی نفس ز تعلیم گه عقلم برد
گرچه صدبار به دل دست و گریبان گشتم ۵
طوف و سعی حرم عشق نیاورده بجای
تشنه زمزم آن چاه زنخدان گشتم ۶
عمر بگذشت و خریدار به هیچم نخرید
کار بد بود و بر خویش به تاوان گشتم ۷
پرده ام از رخ اعمال ندامت برداشت
خجل از طاعت آلوده به عصیان گشتم ۸
دل گرفتم ز کف دیو هوا آخر کار
صاحب جام جم و مهر سلیمان گشتم ۹
زیبد ار زیور دوش و بر حوران گردم
که جلا یافته از خار مغیلان گشتم ۱۰
اگر از ذوق «نظیری » بفتادم چه عجب
طفل بودم که غزل گوی و سخندان گشتم ۱۱
بارها معبد ترسا و مسلمان گشتم ۱
باد خاکم به هوا برد و پریشانم کرد
عطر طرف چمن و گرد بیابان گشتم ۲
نفسی از گل و آبم، نفسی ز آتش و باد
نشدم جمع ازان بس که پریشان گشتم ۳
سیلی نهی فضولی ز سلوکم انداخت
چشم ترسیده تر از طفل دبستان گشتم ۴
بازی نفس ز تعلیم گه عقلم برد
گرچه صدبار به دل دست و گریبان گشتم ۵
طوف و سعی حرم عشق نیاورده بجای
تشنه زمزم آن چاه زنخدان گشتم ۶
عمر بگذشت و خریدار به هیچم نخرید
کار بد بود و بر خویش به تاوان گشتم ۷
پرده ام از رخ اعمال ندامت برداشت
خجل از طاعت آلوده به عصیان گشتم ۸
دل گرفتم ز کف دیو هوا آخر کار
صاحب جام جم و مهر سلیمان گشتم ۹
زیبد ار زیور دوش و بر حوران گردم
که جلا یافته از خار مغیلان گشتم ۱۰
اگر از ذوق «نظیری » بفتادم چه عجب
طفل بودم که غزل گوی و سخندان گشتم ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۴۹ - شکوه نقصان داشت فصلی از میان انداختم
گوهر بعدی:شماره ۴۵۱ - ضبط حرفی می کنم کز وی زبان می سوزدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.