خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از بیان غم خود نزد دیگران خودداری میکند و تأکید مینماید که با وجود مشکلات و ناملایمات، همچنان به وفاداری و محبت پایبند است. او از افتخار به عشق و محبت خود سخن میگوید و نشان میدهد که با وجود وسوسهها و دغدغهها، از اصول خود دست نمیکشد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و اخلاقی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۴۴۳ - امروز پیشت از غم خود دم نمی زنم
امروز پیشت از غم خود دم نمی زنم
فارغ نشین که بزم تو برهم نمی زنم ۱
انداختم به بردن شادی هزار کم
غیر از دو شش به باختن غم نمی زنم ۲
نازم به این شرف که غلام محبتم
لاف نسبت ز نسبت آدم نمی زنم ۳
صد ره سوار همتم از این و آن گذشت
با آنکه تازیانه بر ادهم نمی زنم ۴
می سازم ارچه دست دغا بیش می کند
می بازم ارچه نقش وفا کم نمی کنم ۵
امروز بهتر است «نظیری » جراحتم
آسوده ام که دست به مرهم نمی زنم ۶
فارغ نشین که بزم تو برهم نمی زنم ۱
انداختم به بردن شادی هزار کم
غیر از دو شش به باختن غم نمی زنم ۲
نازم به این شرف که غلام محبتم
لاف نسبت ز نسبت آدم نمی زنم ۳
صد ره سوار همتم از این و آن گذشت
با آنکه تازیانه بر ادهم نمی زنم ۴
می سازم ارچه دست دغا بیش می کند
می بازم ارچه نقش وفا کم نمی کنم ۵
امروز بهتر است «نظیری » جراحتم
آسوده ام که دست به مرهم نمی زنم ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۴۲ - خاک دیگر بر سر مژگان بی غم می کنم
گوهر بعدی:شماره ۴۴۴ - تا از قضای دشت به گلشن فتاده ام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.