خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از نظیری بیانگر احساسات عمیق و پیچیدهای مانند عشق، رنج، ناامیدی و امید است. شاعر از بیابان زندگی و سختیهای آن میگوید، اما در عین حال به عشق و پاکی نیز اشاره میکند. او از فریبهای دنیا دوری میجوید و به ارزشهای اصیل مانند پاکی و خرد پایبند است. در نهایت، شعر به نشاط و امیدی پایان مییابد که حتی از خاک نیز گل میرویاند.
متن دارای مضامین عمیق و پیچیدهای مانند عشق، مرگ، رنج و فلسفه زندگی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فریب و گناه نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارند.
شماره ۳۹۴ - نگشت دامن گردی درین بیابان چاک
نگشت دامن گردی درین بیابان چاک
درون نتاخت سواری درین جهان چالاک ۱
اگر مسیح وشی پای در رکاب کند
به مرگ بازنداریم دستش از فتراک ۲
کجا رسیم درین تیره شب خدا داند
به یک دو گام فتادیم در هزار مغاک ۳
به مسکنت بنشینیم تا قبول کنند
طفیلیان سر خوان خواجه لولاک ۴
به فتوی خرد پارسا طلاق دهیم
اگر هزار ببخشند مهر دختر تاک ۵
به گریه دیده ز آلودگی فرو شوییم
که پاک را نتوان دید جز به دیده پاک ۶
فریب نغمه و ساغر خورم معاذالله
به قول مطرب و ساقی روم ز جا حاشاک ۷
خلاف در سر ما طره تو آشفته
گنه ز جانب ما چهره تو آتشناک ۸
چه تلخی است که در نشئه محبت ماست
که زهرخنده ات افعی و ماند از تریاک ۹
ازین نشاط که در خاطری «نظیری » را
عجب نباشد اگر گل برویدش از خاک ۱۰
درون نتاخت سواری درین جهان چالاک ۱
اگر مسیح وشی پای در رکاب کند
به مرگ بازنداریم دستش از فتراک ۲
کجا رسیم درین تیره شب خدا داند
به یک دو گام فتادیم در هزار مغاک ۳
به مسکنت بنشینیم تا قبول کنند
طفیلیان سر خوان خواجه لولاک ۴
به فتوی خرد پارسا طلاق دهیم
اگر هزار ببخشند مهر دختر تاک ۵
به گریه دیده ز آلودگی فرو شوییم
که پاک را نتوان دید جز به دیده پاک ۶
فریب نغمه و ساغر خورم معاذالله
به قول مطرب و ساقی روم ز جا حاشاک ۷
خلاف در سر ما طره تو آشفته
گنه ز جانب ما چهره تو آتشناک ۸
چه تلخی است که در نشئه محبت ماست
که زهرخنده ات افعی و ماند از تریاک ۹
ازین نشاط که در خاطری «نظیری » را
عجب نباشد اگر گل برویدش از خاک ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹۳ - ره نداد آه قدرم بر سر خوان تو ملک
گوهر بعدی:شماره ۳۹۵ - درهای بسته واشد ز آه سحر مبارک
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.