خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از نظیری، با استفاده از تصاویر و استعارههای زیبا، به بیان احساسات عمیق عاشقانه، رنجهای عشق، و جدایی از معشوق میپردازد. شاعر از گریههای بیامان، دلبستگی به معشوق، و سوزش درونی خود سخن میگوید و با اشاره به داستانهای عرفانی مانند یوسف و زلیخا، عمق احساسات خود را به تصویر میکشد.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی احساسی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و اشاره به داستانهای تاریخی و عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر چالشبرانگیز باشد.
شماره ۲۳۱ - خوشا کز بس هجوم گریه ام در دامن آویزد
خوشا کز بس هجوم گریه ام در دامن آویزد
سر دست نگارینم نگار از گردن آویزد ۱
چنان در دست آویزم به دل گرمی و دمسازی
که در هنگام جان بازی به دشمن دشمن آویزد ۲
نسازد بوی یوسف دیده یعقوب را روشن
اگر عشق زلیخایش نه در پیراهن آویزد ۳
مقیم کوی تو بی روی تو با بلبلی ماند
که صیادش به ماه دی قفس در گلشن آویزد ۴
گرفتم در پر پروانه سوزم درنمی گیرد
حذر کن زان که ناگه آتشم در روغن آویزد ۵
دلی دارم به دست طعن ناصح چون کهن دلقی
که در هر بخیه لختی خرقه اش از سوزن آویزد ۶
چراغ ما چه زیب و فر دهد محفل سرایی را
که قندیل مه و مهرش فلک از روزن آویزد ۷
ببینی گر جلایی از مه و پروین مشو ایمن
به شکل خوشه گه صیاد دام از خرمن آویزد ۸
پی درد «نظیری » این همه گفت و شنو دارم
گلی می چینم از گلشن که خاری در من آویزد ۹
سر دست نگارینم نگار از گردن آویزد ۱
چنان در دست آویزم به دل گرمی و دمسازی
که در هنگام جان بازی به دشمن دشمن آویزد ۲
نسازد بوی یوسف دیده یعقوب را روشن
اگر عشق زلیخایش نه در پیراهن آویزد ۳
مقیم کوی تو بی روی تو با بلبلی ماند
که صیادش به ماه دی قفس در گلشن آویزد ۴
گرفتم در پر پروانه سوزم درنمی گیرد
حذر کن زان که ناگه آتشم در روغن آویزد ۵
دلی دارم به دست طعن ناصح چون کهن دلقی
که در هر بخیه لختی خرقه اش از سوزن آویزد ۶
چراغ ما چه زیب و فر دهد محفل سرایی را
که قندیل مه و مهرش فلک از روزن آویزد ۷
ببینی گر جلایی از مه و پروین مشو ایمن
به شکل خوشه گه صیاد دام از خرمن آویزد ۸
پی درد «نظیری » این همه گفت و شنو دارم
گلی می چینم از گلشن که خاری در من آویزد ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۰ - دیده ام نیم نگاهی که به دیدن نرسد
گوهر بعدی:شماره ۲۳۲ - نه هر مغزی که بوید نکهت از مصر و یمن گیرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.