خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عارفانه، از نگاه ناکام و عشقی نافرجام سخن میگوید. شاعر از نیمنگاههای بیسرانجام، عشق بیپاسخ، و جذابیتهای بیثمر مینالد. همچنین، مفاهیمی مانند عرفان، جذبههای روحانی، و تقلای بشر برای رسیدن به کمال نیز در آن دیده میشود.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۲۳۰ - دیده ام نیم نگاهی که به دیدن نرسد
دیده ام نیم نگاهی که به دیدن نرسد
صف آهوش به دنباله کشیدن نرسد ۱
سوی وحشت زدگان بس به سیاست نگرد
کار بسمل ز نگاهش به طپیدن نرسد ۲
هیچ گه ذوق کلامش به رگ جان نخلد
که ز رگ تا به رگم شهد چشیدن نرسد ۳
طره بر باد فشان، عشوه به گلزار فروش
در چمن سرو چمانش به چمیدن نرسد ۴
رام خاطر شود اما به اشارت برمد
دست صیاد به صیدش به رسیدن نرسد ۵
با رخ هوش شکارش چه کمین و چه کمند
فکر نخجیر ز شوقش به رمیدن نرسد ۶
ندهد جلوه عارض که تماشایی را
کار حیرت به کف دست بریدن نرسد ۷
کرد لخت جگر شور کزک مستان را
کش به سیب ذقن آسیب گزیدن نرسد ۸
خضر توفیق به او راهبرم شد ورنه
کس به سرچشمه حیوان به دویدن نرسد ۹
جذب اقبال، عروجم به مقامی بخشید
که به بال و پر جبریل پریدن نرسد ۱۰
اگر از چاه به این جاه برآید یوسف
ملک از گرمی سودا به خریدن نرسد ۱۱
هوش از گوش شود محو «نظیری » ترسم
کوش کاین لذت دیدن به شنیدن نرسد ۱۲
صف آهوش به دنباله کشیدن نرسد ۱
سوی وحشت زدگان بس به سیاست نگرد
کار بسمل ز نگاهش به طپیدن نرسد ۲
هیچ گه ذوق کلامش به رگ جان نخلد
که ز رگ تا به رگم شهد چشیدن نرسد ۳
طره بر باد فشان، عشوه به گلزار فروش
در چمن سرو چمانش به چمیدن نرسد ۴
رام خاطر شود اما به اشارت برمد
دست صیاد به صیدش به رسیدن نرسد ۵
با رخ هوش شکارش چه کمین و چه کمند
فکر نخجیر ز شوقش به رمیدن نرسد ۶
ندهد جلوه عارض که تماشایی را
کار حیرت به کف دست بریدن نرسد ۷
کرد لخت جگر شور کزک مستان را
کش به سیب ذقن آسیب گزیدن نرسد ۸
خضر توفیق به او راهبرم شد ورنه
کس به سرچشمه حیوان به دویدن نرسد ۹
جذب اقبال، عروجم به مقامی بخشید
که به بال و پر جبریل پریدن نرسد ۱۰
اگر از چاه به این جاه برآید یوسف
ملک از گرمی سودا به خریدن نرسد ۱۱
هوش از گوش شود محو «نظیری » ترسم
کوش کاین لذت دیدن به شنیدن نرسد ۱۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۹ - بکش، بسوز، که نام امان نخواهم برد
گوهر بعدی:شماره ۲۳۱ - خوشا کز بس هجوم گریه ام در دامن آویزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.