خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از نظیری بیانگر احساسات شاعر در مورد عشق، رنجهای عاشقانه، و تضادهای درونی است. شاعر از عشق به معشوقی سخن میگوید که با وجود جذابیتهای ظاهری، وفادار نیست. همچنین، او به مفاهیمی مانند تقدیر، ناکامیهای زندگی، و دیوانگی ناشی از عشق اشاره میکند.
این شعر حاوی مضامین عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و تضادهای درونی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
شماره ۱۹۶ - آخر به من آن مغ بچه هم کیش برآمد
آخر به من آن مغ بچه هم کیش برآمد
وان کافر بیگانه به من خویش برآمد ۱
نیش سیهم گرچه نمود آن صف مژگان
نوشین نگهی از عقب نیش برآمد ۲
چشمش ز کمان خانه ابرو به من انداخت
هر تیر که چالاکتر از کیش برآمد ۳
اقبال دو گیتی به کلاه نمدی بود
دیهیم شه از خانه درویش برآمد ۴
کامی که به شمشیر و سنان دیر برآید
از دیده خونین و دل ریش برآمد ۵
بر خلق نگردید گران هر که درین بزم
پس از همه رفت و ز همه پیش برآمد ۶
دیدیم ز سر تا قدمش حسن و شمایل
لیک از همه خوبیش وفا بیش برآمد ۷
دادیم به جان منصب هم رازی جانان
دل نیز دوروی و غرض اندیش برآمد ۸
سامان نشد از سعی خرد کار «نظیری »
دیوانه شد و از خود و از خویش برآمد ۹
وان کافر بیگانه به من خویش برآمد ۱
نیش سیهم گرچه نمود آن صف مژگان
نوشین نگهی از عقب نیش برآمد ۲
چشمش ز کمان خانه ابرو به من انداخت
هر تیر که چالاکتر از کیش برآمد ۳
اقبال دو گیتی به کلاه نمدی بود
دیهیم شه از خانه درویش برآمد ۴
کامی که به شمشیر و سنان دیر برآید
از دیده خونین و دل ریش برآمد ۵
بر خلق نگردید گران هر که درین بزم
پس از همه رفت و ز همه پیش برآمد ۶
دیدیم ز سر تا قدمش حسن و شمایل
لیک از همه خوبیش وفا بیش برآمد ۷
دادیم به جان منصب هم رازی جانان
دل نیز دوروی و غرض اندیش برآمد ۸
سامان نشد از سعی خرد کار «نظیری »
دیوانه شد و از خود و از خویش برآمد ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۵ - آمد دگر به صلح و در فتنه باز کرد
گوهر بعدی:شماره ۱۹۷ - یغمای تو دستی به کم و بیش برآورد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.