خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و دلدادگی سخن میگوید و تأکید میکند که عشق، تنها راه و روش اوست. او از کبر و غرور دوری میکند و تنها به خوبی و لطف میاندیشد. شاعر همچنین از درد دوری و کمصبری خود در فراق معشوق میگوید و بیان میکند که هرگز به کام دل نرسیده است.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عشقی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از زبان شعر کلاسیک ممکن است برای مخاطبان جوانتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۲۰۶ - ای جور گرفته مذهب و کیش
ای جور گرفته مذهب و کیش
این کبر فرو نه از سر خویش ۱
جز خوب مگو از آن لب خوب
جز خوبی و لطف هیچ مندیش ۲
تا دور شدی ز پیش چشمم
عشقت چه غم نهاده از پیش ۳
هر ساعت صبر من بود کم
هر ساعت درد من بود بیش ۴
از کیش و طریقتم چه پرسی
عشقست مرا طریقت و کیش ۵
گفتم بزیم به کام با تو
هرگز نزید به کام درویش ۶
این کبر فرو نه از سر خویش ۱
جز خوب مگو از آن لب خوب
جز خوبی و لطف هیچ مندیش ۲
تا دور شدی ز پیش چشمم
عشقت چه غم نهاده از پیش ۳
هر ساعت صبر من بود کم
هر ساعت درد من بود بیش ۴
از کیش و طریقتم چه پرسی
عشقست مرا طریقت و کیش ۵
گفتم بزیم به کام با تو
هرگز نزید به کام درویش ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۰۵ - چون نهی زلف تافته بر گوش
گوهر بعدی:غزل ۲۰۷ - آن کژدم زلف تو که زد بر دل من نیش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.