خلاصه و رده‌بندی سنی 18+

این متن شعری است که در آن شاعر از جوانی می‌خواهد که از زندگی لذت ببرد، غم و اندوه را کنار بگذارد و به عیش و نوش بپردازد. شاعر به جوان توصیه می‌کند که از قید و بندهای عرفی و اخلاقی رها شود و به دنبال لذت‌های دنیوی برود. همچنین، شاعر از جوان می‌خواهد که با حضور خود، مجلس را شاد و خرم کند.

این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، توصیه به رهایی از قید و بندهای اخلاقی و عرفی ممکن است برای سنین پایین‌تر مناسب نباشد و نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری دارد.

مشاهده کامل

غزل ۱۹۷ - برخیز و برو باده بیار ای پسر خوش

برخیز و برو باده بیار ای پسر خوش
وین گفت مرا خوار مدار ای پسر خوش ۱

باده خور و مستی کن و دلداری و عشرت
و اندوه جهان باد شمار ای پسر خوش ۲

رنج و غم بیهوده منه بر دل و بر جان
و آن چت بنخارد بمخار ای پسر خوش ۳

خواهی که بود خاک درت افسر عشاق
در باده فزون کن تو خمار ای پسر خوش ۴

ناموس خرد بشکن و سالوس طریقت
وز هر دو برآور تو دمار ای پسر خوش ۵

زهد و گنه و کفر و هدی را همه در هم
در باز به یک داو قمار ای پسر خوش ۶

تا زنده شود مجلس ما از رخ و زلفت
در مجلس ما مشک و گل آر ای پسر خوش ۷

از جان و جوانی نبود شاد سنایی
تا دل نکند بر تو نثار ای پسر خوش ۸

صد سجدهٔ شکر از دل و از جان به تو آرد
او را ز چه داری تو فگار ای پسر خوش ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۹۶ - دلم برد آن دلارامی که در چاه زنخدانش
گوهر بعدی:غزل ۱۹۸ - الا ای دلربای خوش بیا کامد بهاری خوش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.