خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از نظیری نیشابوری، بیانگر درد فراق و عشق شدید است. شاعر از سوزش دل، حسرت جدایی و تأثیرات عمیق عشق بر زندگی خود سخن میگوید. او همچنین به مفاهیمی مانند طلب رحمت، گناه و بهشت و دوزخ اشاره میکند و در نهایت، خود را به عنوان نمادی از غم و اندوه معرفی میکند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند گناه، دوزخ و بهشت نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۲ - امشب خوش آشناست به رویش نگاه ما
امشب خوش آشناست به رویش نگاه ما
گویا حجاب سوخته از برق آه ما ۱
از بس که می شدیم به حسرت جدا ازو
خون می چکید روز وداع از نگاه ما ۲
شغل محبت است که مانع ز طاعت است
روز جزا بس است همین عذرخواه ما ۳
دوزخ اگر به چاشنی آتش دل است
اهل بهشت رشک برند از گناه ما ۴
دل بی غمت مباد کزین فیض گشته است
رحمت طفیلی نفس صبحگاه ما ۵
صدسیل وصل آمده و صد کشت تازه شد
هرگز نبود نشو و نما در گیاه ما ۶
ما نخل ماتمیم «نظیری » ز ما حذر
غمگین شود کسی که بود در پناه ما ۷
گویا حجاب سوخته از برق آه ما ۱
از بس که می شدیم به حسرت جدا ازو
خون می چکید روز وداع از نگاه ما ۲
شغل محبت است که مانع ز طاعت است
روز جزا بس است همین عذرخواه ما ۳
دوزخ اگر به چاشنی آتش دل است
اهل بهشت رشک برند از گناه ما ۴
دل بی غمت مباد کزین فیض گشته است
رحمت طفیلی نفس صبحگاه ما ۵
صدسیل وصل آمده و صد کشت تازه شد
هرگز نبود نشو و نما در گیاه ما ۶
ما نخل ماتمیم «نظیری » ز ما حذر
غمگین شود کسی که بود در پناه ما ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۱ - به صاف صبح نگه کن سر سبو بگشا
گوهر بعدی:شماره ۴۳ - هرگه رقم کنم به تو عذر گناه را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.