این شعر از نظیری نیشابوری بیانگر درد فراق و غم ناشی از دوری از دوستان و وطن است. شاعر از تأثیر عمیق عشق و دوستی بر زندگی خود میگوید و از مشکلاتی که با دوری از معشوق و وطن بر او وارد شده، شکایت میکند. همچنین، او به ویژگیهای ذاتی خود مانند مهر و دوستیورزی اشاره میکند و از تأثیر کلام خود در دفع شر و باطل سخن میگوید. در پایان، شاعر به امید دیدار دوباره و بشارتهای آینده اشاره میکند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از اصطلاحات و استعارات شعری ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد.
شماره ۲۸ - فراق دوستان بسیار پیش آمد دل ما را
غم بیرون گرفت از ما هوای منزل ما را ۱
گل افشان بود با تو هر بن خار و سر سنگی
تو چون رفتی از اینجا آفتی زد حاصل ما را ۲
عفاک الله به قید عشقم از هستی برآوردی
به یک مشکل نمودی حل هزاران مشکل ما را ۳
اگر مقبول اگر مردود حرف ما اثر دارد
توان تعویذ بازو کرد سحر باطل ما را ۴
سرشت ما خواص مهر و طبع دوستی دارد
برهمن بت نمی سازد مگر مشت کل ما را ۵
همه افسانه گیسو و رخسار تو می گویم
شب ما نور می بخشد چراغ محفل ما را ۶
بشارت در گذر دادیم و شاهد در نظر داریم
به دیدار تو چشم افتاد بخت مقبل ما را ۷
درین صحرا «نظیری » نیست لاغرتر ز ما صیدی
که بر فتراک می بندد شکار بسمل ما را ۸
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.