این متن به بیان تفاوت بین سکوت معنویان و گفتگوی مدعیان میپردازد. سکوت معنویان نشانهی عجز و خاموشی است، در حالی که لباس مدعیان گفتگوی طولانی و بیفایده است. شاعر از تجربهی خود در مواجهه با بلاها و فتنهها سخن میگوید و به این نکته اشاره میکند که در قمارخانهی دل، در همیشه باز است و هیچکس نمیتواند آن را ببندد. او توصیه میکند که از برد و باخت زندگی نهراسیم و به بازی زندگی ادامه دهیم.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۸۱ - سکوت معنویان را بیا و کار بساز
لباس مدعیان را بسوز و دور انداز ۱
سکوت معنویان چیست عجز و خاموشی
لباس مدعیان چیست گفتگوی دراز ۲
مرا که فتنه و پروانهٔ بلا کردند
هزار مشعلهٔ شمع با دلم انباز ۳
به گرد خویش همی پرم و همی گویم
گهی بسوزد آخر فذلک پرواز ۴
قمارخانهٔ دل را همیشه در بازست
نکرد هیچ کس این در به روی خلق فراز ۵
به برده شاد مباش وز مانده طیره مشو
برو بباز بیار و همی به یار بباز ۶
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.