این شعر بیانگر احساسات عمیق و عاشقانهای است که شاعر نسبت به معشوق خود دارد. او از معشوق میخواهد که او را تنها نگذارد و به او توجه کند. شاعر از بیعدالتی روزگار شکایت میکند و از معشوق میخواهد که در برابر این بیعدالتی با او همراه باشد. او همچنین تأکید میکند که تنها به معشوق خود عشق میورزد و از او میخواهد که تنها او را به عنوان یار خود انتخاب کند.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، شکایت از بیعدالتی روزگار و درخواست همراهی از معشوق نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد که معمولاً در سنین بالاتر به دست میآید.
غزل ۱۸۰ - هر زمان چنگ بر کنار مگیر
دل مسکین من شمار مگیر ۱
یک زمان در کنار گیر مرا
ور نگیری ز من کنار مگیر ۲
جز به مهر تو میل نیست مرا
جز مرا در زمانه یار مگیر ۳
گر نخواهی که بی قرار شوم
جز به نزدیک من قرار مگیر ۴
بر سنایی ز دهر بیدادست
تو کنون طبع روزگار مگیر ۵
به همه عمر اگر کند گنهی
یک گنه را ازو هزار مگیر ۶
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.