خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق نافرجام و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از معشوق خود میخواهد که دیگر به او جفا نکند و از غم و اندوه او دست بردارد. شاعر از صبر و تحمل خود در برابر این رنجها میگوید و از معشوق میخواهد که مانند گذشته به او توجه کند.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۱۷۶ - همواره جفا کردن تا کی بود ای دلبر
همواره جفا کردن تا کی بود ای دلبر
پیوسته بلا کردن تا کی بود ای دلبر ۱
من با تو دل یکتا وانگه تو ز غم تشنه
چون زلف دوتا کردن تا کی بود ای دلبر ۲
پیراهن صبر ما اندر غم هجرانت
چون چاک قبا کردن تا کی بود ای دلبر ۳
بی روی چو خورشیدت بیچاره سنایی را
گردان چو سها کردن تا کی بود ای دلبر ۴
پیوسته بلا کردن تا کی بود ای دلبر ۱
من با تو دل یکتا وانگه تو ز غم تشنه
چون زلف دوتا کردن تا کی بود ای دلبر ۲
پیراهن صبر ما اندر غم هجرانت
چون چاک قبا کردن تا کی بود ای دلبر ۳
بی روی چو خورشیدت بیچاره سنایی را
گردان چو سها کردن تا کی بود ای دلبر ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷۵ - زلف چون زنجیر و چون قیر ای پسر
گوهر بعدی:غزل ۱۷۷ - ای سنایی کفر و دین در عاشقی یکسان شمر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.