خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از سنایی، شاعر فارسی زبان، بیانگر عشق و ستایش معشوق است. شاعر از زیباییهای ظاهری و اخلاقی معشوق سخن میگوید و از او میخواهد که از غرور و خودپسندی دوری کند. همچنین، شاعر به تقدیر و عشق اشاره میکند و بیان میکند که عشق به معشوق اجتناب ناپذیر است.
این شعر حاوی مفاهیم عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهتر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۱۷۵ - زلف چون زنجیر و چون قیر ای پسر
زلف چون زنجیر و چون قیر ای پسر
یک زمان از دوش برگیر ای پسر ۱
زان که تا در بند و زنجیر توایم
از در بندیم و زنجیر ای پسر ۲
عرصه تا کی کرد خواهی عارضین
چون گل بی خار برخیز ای پسر ۳
هر زمان آیی به تیر انداختن
هم کمان در دست و هم تیر ای پسر ۴
زان که چشم بد بدان عارض رسد
زود در ده بانگ تکبیر ای پسر ۵
آن لب و دندان و آن شیرین زبان
انگبینست و می و شیر ای پسر ۶
جست نتواند دل از عشق تو هیچ
جست که تواند ز تقدیر ای پسر ۷
پای بفشارد سنایی در غمت
تا به دست آیی به تدبیر ای پسر ۸
یک زمان از دوش برگیر ای پسر ۱
زان که تا در بند و زنجیر توایم
از در بندیم و زنجیر ای پسر ۲
عرصه تا کی کرد خواهی عارضین
چون گل بی خار برخیز ای پسر ۳
هر زمان آیی به تیر انداختن
هم کمان در دست و هم تیر ای پسر ۴
زان که چشم بد بدان عارض رسد
زود در ده بانگ تکبیر ای پسر ۵
آن لب و دندان و آن شیرین زبان
انگبینست و می و شیر ای پسر ۶
جست نتواند دل از عشق تو هیچ
جست که تواند ز تقدیر ای پسر ۷
پای بفشارد سنایی در غمت
تا به دست آیی به تدبیر ای پسر ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷۴ - چون سخنگویی از آن لب لطف باری ای پسر
گوهر بعدی:غزل ۱۷۶ - همواره جفا کردن تا کی بود ای دلبر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.