خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این شعر از عشق و درد ناشی از آن سخن میگوید. او با اشاره به زیبایی معشوق و تأثیر آن بر دلش، از جفا و ستمی که در عشق متحمل شده شکایت میکند. همچنین، از اختر و چرخ به عنوان نمادهایی از بخت و روزگار نام میبرد و از تاریکی وصال و ناکامی در عشق مینالد.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، موضوعاتی مانند درد عشق و شکایت از روزگار بیشتر مناسب سنین نوجوانی و بزرگسالی است.
شماره ۴۳ - گر به دو رخ فتنه نظاره ای
گر به دو رخ فتنه نظاره ای
درد دلم را به دو لب چاره ای ۱
آینه در پیش تو بینم مگر
پیش رخ خویش به نظاره ای ۲
در دل من عارضه عشق توست
تا تو بدان عارض و رخساره ای ۳
اختر وصلم ز تو تاری چراست
گر تو به رخ اختر سیاره ای ۴
دهر نه ای چونکه جفا پیشه ای
چرخ نه ای چونکه ستمکاره ای ۵
کم نکند عشق تو خون ریختن
تا تو بدان نرگس خونخواره ای ۶
درد دلم را به دو لب چاره ای ۱
آینه در پیش تو بینم مگر
پیش رخ خویش به نظاره ای ۲
در دل من عارضه عشق توست
تا تو بدان عارض و رخساره ای ۳
اختر وصلم ز تو تاری چراست
گر تو به رخ اختر سیاره ای ۴
دهر نه ای چونکه جفا پیشه ای
چرخ نه ای چونکه ستمکاره ای ۵
کم نکند عشق تو خون ریختن
تا تو بدان نرگس خونخواره ای ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۲ - ماه را ماند رخش ناکاسته
گوهر بعدی:شماره ۴۴ - سپهر نیکویی را مهر و ماهی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.