خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر با استفاده از تصاویر زیبایی مانند ماه، زلف شب، سرو و باغ، احساسات خود را نسبت به معشوق بیان میکند. او معشوق را با ماه و سرو مقایسه میکند و از عشق و فتنهای که در دلش ایجاد شده سخن میگوید.
این متن دارای مفاهیم عاشقانه و ادبی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
شماره ۴۲ - ماه را ماند رخش ناکاسته
ماه را ماند رخش ناکاسته
زلف چون شب ماه را آراسته ۱
سرو بالایی که چون بالای او
باغبان یک سرو ناپیراسته ۲
تا مرا سودای آن مه در سر است
ماه را مانم ولیکن کاسته ۳
در نشست و خاست چون سرو است و مه
فتنه ای زان سرو و مه برخاسته ۴
از همه خوبان دل او را خواسته است
هم دلش دارم فدا هم خواسته ۵
زلف چون شب ماه را آراسته ۱
سرو بالایی که چون بالای او
باغبان یک سرو ناپیراسته ۲
تا مرا سودای آن مه در سر است
ماه را مانم ولیکن کاسته ۳
در نشست و خاست چون سرو است و مه
فتنه ای زان سرو و مه برخاسته ۴
از همه خوبان دل او را خواسته است
هم دلش دارم فدا هم خواسته ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۱ - شب شنیدستی ز روز آویخته
گوهر بعدی:شماره ۴۳ - گر به دو رخ فتنه نظاره ای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.