خلاصه و ردهبندی سنی
15+
در این متن، شخصی به نام مسلم از جنگ و خونریزی بین همکیشان خود ابراز نارضایتی میکند و از عبیدالله دعوت میکند تا به صلح روی آورد. اما عبیدالله به او اعتماد نمیکند و او را حیلهگر میخواند. سپس نبرد جدیدی آغاز میشود و پور اشعث با دیدن این نبرد، به فکر حیلهای جدید میافتد.
این متن دارای مضامین پیچیدهای مانند جنگ، حیلهگری و تعاملات سیاسی است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد. همچنین، استفاده از زبان حماسی و تاریخی ممکن است برای کودکان کمسنوسال جذاب نباشد.
بخش ۵۷ - امان دادن محمد بن اشعث جناب مسلم را و نپذیرفتن آن حضرت
به مسلم خروشید کای نامدار
تو را داد سالار ما زینهار ۱
بس است اینهمه جنگ و خون ریختن
به همکیش خویش اندر آویختن ۲
یکی از درمهربانی در آی
وزیدر به کاخ عبیدالله آی ۳
چو بیند رخت آورد برتو مهر
نماید همی شرمگین ازتو چهر ۴
بدو گفت سالار نام آورا
شود راستی ازتو کی باورا؟ ۵
تو می خواهی ای حیله ساز شریر
به دستان و بندم کند دستگیر ۶
مراتا سرآید به مردی زمان
نشاید زنامرد جستن امان ۷
بگفت این و رزمی زنو کرد ساز
که شد شیر گردون از آن زهر ه باز ۸
ازو پور اشعث چو دید این نبرد
شگفتی یکی حیله آغاز کرد ۹
تو را داد سالار ما زینهار ۱
بس است اینهمه جنگ و خون ریختن
به همکیش خویش اندر آویختن ۲
یکی از درمهربانی در آی
وزیدر به کاخ عبیدالله آی ۳
چو بیند رخت آورد برتو مهر
نماید همی شرمگین ازتو چهر ۴
بدو گفت سالار نام آورا
شود راستی ازتو کی باورا؟ ۵
تو می خواهی ای حیله ساز شریر
به دستان و بندم کند دستگیر ۶
مراتا سرآید به مردی زمان
نشاید زنامرد جستن امان ۷
بگفت این و رزمی زنو کرد ساز
که شد شیر گردون از آن زهر ه باز ۸
ازو پور اشعث چو دید این نبرد
شگفتی یکی حیله آغاز کرد ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۵۶ - ذکر آب خواستن جناب مسلم و آب آوردن طوعه و ریختن دندانهای آن حضرت درجام آب
گوهر بعدی:بخش ۵۸ - چاه کندن دشمنان در راه جناب مسلم و دستگیر شدن آن بزرگوار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.