خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از ناامیدی و رنج خود از عشق نافرجام میگوید. او از یاری شکایت میکند که به او توجهی نکرده و باعث رنجش شده است. شاعر از درختی که سالها به امید بار دادنش کاشته بود، اما در نهایت خشک شد و باری نداد، به عنوان استعارهای برای عشق نافرجام خود استفاده میکند. او همچنین از تلاشهای بیثمر خود برای جلب توجه یار و ناکامیهایش در این راه سخن میگوید.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، موضوعات ناامیدی و رنج عاطفی ممکن است برای سنین پایینتر سنگین و نامناسب باشد.
غزل ۸۸ - دوش یارم به بر خویش مرا بار نداد
دوش یارم به بر خویش مرا بار نداد
قوت جانم زد و یاقوت شکر بار نداد ۱
آن درختی که همه عمر بکشتم به امید
دوش در فرقت او خشک شد و بار نداد ۲
شب تاریک چو من حلقه زدم بر در او
بار چون داد دل او که مرا بار نداد ۳
این چنین کار از آن یار مرا آمد پیش
کم ز یک ماه دل و چشم مرا کار نداد ۴
شربتی ساخته بود از شکر و آب حیات
نه نکو کرد که یک قطره به بیمار نداد ۵
هر که او دل به غم یار دهد خسته شود
رسته آنست که او دل به غم یار نداد ۶
قوت جانم زد و یاقوت شکر بار نداد ۱
آن درختی که همه عمر بکشتم به امید
دوش در فرقت او خشک شد و بار نداد ۲
شب تاریک چو من حلقه زدم بر در او
بار چون داد دل او که مرا بار نداد ۳
این چنین کار از آن یار مرا آمد پیش
کم ز یک ماه دل و چشم مرا کار نداد ۴
شربتی ساخته بود از شکر و آب حیات
نه نکو کرد که یک قطره به بیمار نداد ۵
هر که او دل به غم یار دهد خسته شود
رسته آنست که او دل به غم یار نداد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۷ - معشوق به سامان شد تا باد چنین باد
گوهر بعدی:غزل ۸۹ - روزی دل من مرا نشان داد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.