خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از احساس بندگی و اسارت خود در مقایسه با آزادی سرو سخن می‌گوید. او از ناله‌ها و رنج‌های خود می‌گوید و اشاره می‌کند که نه گل وفا دارد و نه سرو دلجویی. شاعر از درد دل و سوز درونی خود می‌نالد و آرزوی رهایی از این وضعیت را دارد.

متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای سنین پایین نامفهوم باشد.

مشاهده کامل

شماره ۲۹۱ - نه چون سرو است آزادی مرا زین گلشن ایقمری

نه چون سرو است آزادی مرا زین گلشن ایقمری
که دارم چون تو طوق بندگی بر گردن ایقمری ۱

کشد سرو از کفت چونسرو من گردامن ایقمری
ننالی چون باین زاری که مینالم من ایقمری ۲

من و تو از دو سرو آتش بجان گردیده‌ایم اما
ترا مأواست در گلشن مرا در گلخن ایقمری ۳

ترا برده است سروی دل مرا سرو قباپوشی
بیا نالیم ما گاهی تو و گاهی من ایقمری ۴

نه گل رسم وفا دارد نه سرو آئین دلجوئی
چه نفع از ناله‌ای بلبل چه سود از شیون ایقمری ۵

نباشد در لباس اظهار سوزدل هم از غیرت
برآر این جامه خاکستری را از تن ایقمری ۶

بما از ناله ما سرو ما کی سر فرود آرد
بروز ما و تو یارب نیفتد دشمن ایقمری ۷

بجان مشتاق را زد تا کدامین سرو قد آتش
که باز از سوز دل شد با تو گرم شیون ایقمری ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۹۰ - ای که میجوئی بخوبی همچو لیلی دلبری
گوهر بعدی:شماره ۲۹۲ - ز وصل او که من پیوسته می‌پنداشتم روزی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.